اموه

«لغت نامه دهخدا»

[اُ مُوْ وَ](1) (ع مص) پرستار شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی چ تقی بینش ص119). کنیزک گردیدن. (از منتهی الارب).
(1) - در مصادر زوزنی بفتح اول و بتخفیف (اَمُوَه) آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر