انبار شدن

«لغت نامه دهخدا»

[اَمْ شُ دَ] (مص مرکب)جمع شدن. توده گشتن. روی هم انباشته شدن: مهمات را نباید گذاشت که انبار شود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 487).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر