انباط

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بآب رسیدن چاه کن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بآب رسیدن کاریزکن. (تاج المصادر بیهقی). بآب رسیدن چاه کن و استخراج آن. (از اقرب الموارد). || آب برآوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برآوردن آب از چاه. (از اقرب الموارد). آب بیرون آوردن از چاه و کاریز. (مصادر زوزنی).
- علم انباط المیاه؛ علمی است که از چگونگی استخراج آب از زمین بحث می کند. (از کشف الظنون). و رجوع به همین کتاب شود.
|| اثر کردن در چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آشکار شدن بعد از پنهان گشتن: اُنْبِطَ الشی ء (مجهولاً)؛ آشکار شد بعد پنهان گشتن. (منتهی الارب). انباط چیزی؛ آشکار کردن آن را پس از پوشیدگی. || استخراج حکم باجتهاد. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر