«لغت نامه دهخدا»
[اِمْ بِ] (ع مص)فروماندن در راه از قافله بسبب ماندن(1)راحله، یقال سار حتی اِنْبَتَّ. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || بریده شدن. (تاج المصادر بیهقی). انقطاع. (از اقرب الموارد). || منقطع شدن آب پشت کسی. (آنندراج) (از اقرب الموارد). انبتّ؛ منقطع شد آب پشت او. (منتهی الارب). و رجوع به منبتّ شود. (1) - در آنندراج «نبودن» و در منتهی الارب «مندن» است. متن مطابق ناظم الاطباست.