«لغت نامه دهخدا»
[اِمْ بِ] (ع مص) بریده شدن. (تاج المصادر بیهقی). بریده و کنده شدن. (آنندراج) (ناظم الاطباء)(1): انبتک انبتاکاً؛ بریده و برکنده شد. (منتهی الارب). (1) - در ناظم الاطباء بریده و کند شدن است.