انبهار

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ بِ] (ع مص) تاسه و دمه برافتادن کسی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دما برافتادن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || نفس زدن از درماندگی، یقال انبهر الرجل. (ناظم الاطباء). بریده شدن نفس و پی درپی نفس زدن از خستگی و ماندگی. (از اقرب الموارد). || غایت جهد و کوشش در امری و پایداری در آن. (از ذیل اقرب الموارد). || تضرع و جهد در دعا. (از ذیل اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر