انتساف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) از بیخ برکندن بنا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). برکندن. (مصادر زوزنی). || از بن برکندن شتر گیاه را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || رندیدن باد خاک را از زمین. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). برداشتن باد چیزی را از زمین و پراکندن. (از المنجد). || تمام ناکردن سخن را. || آهسته سخن گفتن از ترس. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || برکندن مرغ چیزی را از روی زمین. (اقرب الموارد). || برگردانیدن رنگ، یستعمل مجهو. (منتهی الارب). اُنتسف لونه (مجهو)؛ برگردید رنگ آن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر