انتضاح

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص)جوشیدن اشک چشم. || آب بر شرمگاه پاشیدن بعد وضو. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پاشیده شدن آب. (تاج المصادر بیهقی). ترشّش. انتضاخ. || از امری اظهار براءت کردن. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر