انتظار دادن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ دَ] (مص مرکب)منتظر ساختن. چشم براه کردن :
انتظارم مده که آتش و آب
نکند آنچه انتظار کند.عمادی شهریاری.
گرچه انتظارم داد یکچندی ولیک...
ابن یمین.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر