انتظار کشیدن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ کَ/کِ دَ] (مص مرکب) نگران بودن و پرمور داشتن و چشم براه داشتن. (ناظم الاطباء) :
ساقی خوش است در رمضان بادهء سحور
می در پیاله ریز و مکش انتظار صبح.
باقر کاشی (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر