«لغت نامه دهخدا»
[اَ یَ / یِ] (اِ) به معنی انداوه است که مالهء استادان گل کار باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). دست افزاری باشد که بدان کاهگل بیندایند و آنرا ماله نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). انداوه. ماله. (ناظم الاطباء). مالهء بنایی که با آن گل یا گچ بدیوار مالند. (فرهنگ فارسی معین) : بامچه اندودن کس را بدوغ خواست ز من عاریت اندایه(1) کیر.سوزنی. || شکوه و شکایت. (برهان قاطع). شکوه. (آنندراج). شکایت. (جهانگیری). || غیبت. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری) (ناظم الاطباء). || بهتان. (ناظم الاطباء). (1) - ن ل: انداوه و رجوع به انداوه شود.