«لغت نامه دهخدا»
[اَ دَ] (ص مرکب)سرگشته و حیران. || سرنگون آویخته. || (اِ مرکب) احتیاج. (برهان قاطع) (مؤید الفضلاء). و رجوع به اندروای شود.