اندرورد

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ وَ] (معرب از فارسی، اِ) نوعی سراویل است مشمر بالای تبان که زانو را بپوشد یا آن تبان است و فی الحدیث زارنا سلمان من المدائن الی الشام ماشیاً و علیه کساء و اندرورد. (از تاج العروس)(1). شلوار کوتاهی را گویند که زانو را بپوشاند و بالای تنبان پوشند و یا خود تنبان. تنبان. پاچه کوتاه. (از ناظم الاطباء). تنکه. (یادداشت مؤلف). اندروردیه. اندروروند. و رجوع به اندراورد شود.
(1) - چنانکه در اندراورد گذشت بنا به ضبط المعرب جوالیقی در این حدیث اندراورد است ولی در قاموس و تاج العروس بحذف الف و بشکل اندرورد است و مصحح العرب دو روایت دیگر بنقل از طبقات ابن سعد می آورد که در آنها این کلمه بشکل اندرورد نقل شده و آن دو روایت که از ثابت نقل شده این است: «ان سلمان کان امیراً علی المدائن و کان یخرج الی الناس فی اندرورد و عباءه. فاذا رأوه قالوا: کرک آمذ، کرک آمذ، فیقول سلمان: ما یقولون؟ قالوا: یشبهونک بلعبه لهم! فیقول سلمان: لاعلیهم، فانما الخیر فیما بعد الیوم» و «کان سلمان امیراً علی المدائن فجاء رجل من اهل الشام من بنی تیم الله، معه حمل تبن، و علی سلمان اندرورد و عباءه فقال لسلمان: تعال احمل! و هو لایعرف سلمان، فحمل سلمان، فرآه الناس فعرفوه، فقالوا: هذا الامیر، قال: لم اعرفک، فقال له سلمان: لا، حتی ابلغ منزلک. (المعرب ص 37 حاشیهء 2).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر