«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِخ)(1) یکی از صور فلکی شمالی مرأه المسلسله. ناقه. (فرهنگ فارسی معین، اعلام): بیستم صورت اندرومیدا. و نیز او را المرأه التی لم تربعلا خوانند أی آن زن که شوی ندیده است و نیز او را مسلسله خوانند ای بزنجیر بسته. (التفهیم ص 93)(2). در آثارالباقیه (جدول مقابل ص 357) «اندرومیذا» است. (1) - معرب از یونانی Andhromedha. (2) - اندرومیدا از الفاظ قدیم یونانی است که در مجسطی و کتب نجوم و هیئت اسلامی بعین باقی مانده است. (حاشیهء التفهیم چ همایی ص 93).