اندرونه

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ نَ / نِ] (اِ)(1) اندرون. داخل. (فرهنگ فارسی معین) (از شعوری ج1 ورق 130). || باطن. (فرهنگ فارسی معین). || در اصطلاح پزشکی مجموع اعضا(2)و انساجی که در داخل شکم زیر پردهء جنب قرار دارند که شامل معده و روده ها و کبد و لوزالمعده و طحال و کلیتین و روده بند و صفاق و مثانه و سایر بافتهای داخل شکم میشود. احشاء و امعاء. احشاء. (از فرهنگ فارسی معین). || پیراهن و چادر و لباسی که در زیر قبا پوشند. (ناظم الاطباء). چادرشب. (از شعوری ج1 ورق 130). شعار. (یادداشت مؤلف).
(1) - اندرونه = اندرون + ه .
(2) - از اصطلاحات فرهنگستان در مقابل
Les visceres.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر