اندیش

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (نف مرخم)(1) در ترکیب بجای اندیشنده نشیند. (از یادداشت مؤلف). پندارنده و اندیشه کننده و نگرنده و تفکرکننده و تأمل کننده و همیشه بطور ترکیب استعمال میگردد مانند خیراندیش... (ناظم الاطباء). فکرکننده به معنی فاعل و این اکثر بترکیب می آید چنانکه پس اندیش... (آنندراج). آخراندیش، بداندیش، چاره اندیش، خیال اندیش، خیراندیش، دوراندیش، دولت اندیش، زیرک اندیش، ستم اندیش، شراندیش، صلاح اندیش، عاقبت اندیش، عدداندیش، کج اندیش، کم اندیش، کوته اندیش، مآل اندیش، محال اندیش، مصلحت اندیش، نکواندیش، نکونامی اندیش، نیک اندیش، وفااندیش. (یادداشت های مؤلف). || (اِمص) اندیشیدن. (ناظم الاطباء).
(1) - ریشهء مضارع اندیشیدن = فعل امر دوم شخص مفرد بدون باء تأکید.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر