انکلیس

«لغت نامه دهخدا»

[اَ کَ] (ع اِ)(1) مارماهی. (منتهی الارب) (تذکرهء داود ضریر انطاکی) (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی ص338). انقلیس. جری. جریث. حنکلیس. جنکلیز. (یادداشت مؤلف).
(1) - در المعرب جوالیقی [ اَ کِ ] است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر