انگاز

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (اِ) افزار پیشه وران. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا). دست افزار. (آنندراج) (انجمن آرا)(1). افزار. (فرهنگ سروری) :
او کمند انداخت ما را او کشید
ما بدست صانع انگاز آمدیم.
مولوی (از انجمن آرا) (از آنندراج).
گرم درآگرم که آن گرم کار
صنعت نو دارد و انگاز نو.
مولوی (از فرهنگ سروری).
(1) - این کلمه که اصل و ریشهء آن معلوم نیست در کلمهء اتباعی افزار و انگاز نیز آمده است. (از یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر