انگامه

«لغت نامه دهخدا»

[اَ / اِ مَ / مِ] (اِ)(1) مجمع و انجمن بازیگران و قصه خوانان. هنگامه. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). مجمع و انجمن بازیگران و قصه خوانان و هرجا که محل اجتماع باشد و بر محل جنگ نیز اطلاق کنند. (انجمن آرا) (آنندراج). هنگامه. (صحاح الفرس) :
انگامه ایست گرم ز شکر عواطفت
هر کوی و برزنی که من آنجا فرارسم.
کمال اسماعیل (از انجمن آرا).
|| وقت. زمان. (فرهنگ سروری) :
چو شد صبح اقبال او آشکار
شد انگامهء عشرت روزگار.
خواجو (از فرهنگ سروری).
(1) - از مادهء انجمن. (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر