«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِ)(1) موسم. وقت. هنگام. (از برهان قاطع) (از آنندراج). هنگام و وقت. (ناظم الاطباء) : چه انگام سرسبزی تست و شهری سیه گشته زین ماتم ناگهانی. کمال اسماعیل (از انجمن آرا). ای به انگام شداید کرمت عدت من وی بهر حال مربی و ولی نعمت من. کمال اسماعیل. همه ثابت قدم انگام کوشش همه در وقت راحت لذت افزای. کمال اسماعیل (در تعریف دندان). (1) - پهلوی angamو hangam (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).