«لغت نامه دهخدا»
[اَنْ] (از عربی، اِ) انواء : ز بس بدایع چون بوستان پر از انوار ز بس جواهر چون آسمان پر از انوا. مسعودسعد. شکوفه ها همه انوای باغ گردون است که چون پدید شدند افتتاح کرد سما. مسعودسعد. مسایل انهار و مسایح امطار معابر سیحون بفضول انوا و سیول اندا پر کرده. (ترجمهء تاریخ یمینی). رجوع به انواء شود.