ایغاف

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «وغ ف») دویدن و شتاب رفتن و سخت رفتن چنانکه بی تاب گردد. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نیک دویدن. (تاج المصادر بیهقی). || سست بینایی گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آنقدر خوردن که بسنده باشد. || زبان بیرون انداختن سگ از تشنگی. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زدن خطمی را تا لعاب بیرون آورد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || حرکت کردن زن زیر مرد وقت جماع. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر