«لغت نامه دهخدا»
[مِ نَ / نِ] (ق مرکب) ایمن وار. ایمن طوری : عزمش بر آن قرارگرفت که سوی طوس رود تا طغرل ایمن گونه فراایستد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص603).