«لغت نامه دهخدا»
[ ] (اِخ)(1) نام دیگر کوه استو(2): کوه استو در راه شبانکاره در راست قبلهء آن بلوک واقع است و بکوه باتیله نیز مشهور است. بلندی آن کوه کمابیش سه فرسنگ بود بر مثال قبه افتاده است مدور، دور آن شانزده فرسنگ و قلهء آن کوه در اکثر ولایات فارس دیدار دهد و در آن کوه ادویه بسیار است و دره ها بسیار از قلهء کوه تا دامن کشیده و در دامن کوه همواریست و مار هر روزه بر آن کوه ظاهر میشود و اگر [ اکثر ] اوقات بر آن کوه برف است و مارها عظیم باشد چنانکه مار پنجاه منی و شصت منی تقریباً می یابند. (نزهه القلوب چ لیدن ج 3 ص 195). (1) - ن ل: بانیله. باتیل. پاتیله. (2) - ن ل: دستو. دستور. ستور. رستق.