باددم

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] یا [دِ دَ] (ص مرکب) کنایه از کسی است که خود را پر از باد نخوت و غرور کند و متکبر و متجبر نشیند. (برهان) (ناظم الاطباء). || بعضی از افاضل به اضافه بمعنی دمهء آهنگران نوشته اند به استناد این بیت حکیم فردوسی :
بدانگاه با کیلهء باددم
کنونست در بزم بابا بهم.
علی خراسانی آرد :
بود ز باددم حادثه چو نای انبان
وجود خصم تو پیوسته پر ز باددژم
لیکن ظاهر آنست که بدون اضافت باشد. (از آنندراج).
- باد دم داشتن؛ کنایه از مرد متکبر و بانخوت و خودپسند بود(1). (انجمن آرا).
(1) - معنی صحیح چنین است: کنایه از تکبر و نخوت و خودپسندی داشتن یا خودپسند بودن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر