بادکلاه

«لغت نامه دهخدا»

[کُ یا دِ کُ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) غرور، مثل باد بروت و باد گیسو :
گرچه آتش سرم و بادکلاه
نه پی تاجوری خواهم داشت.خاقانی.
من که آتش سرم و بادکلاه
خاک درگاه توام آبخور است.خاقانی.
رجوع به بادکلاهی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر