«لغت نامه دهخدا»
(ص مرکب، اِ مرکب)(1) حافظ و حفظ کننده. (برهان) (انجمن آرا).(2) حافظ و نگاهدار. (ناظم الاطباء). حافظ خانه. (آنندراج). || خازن و خزانه دار. (برهان). خازن و خزینه دار. (ناظم الاطباء). پاسبان گنجینه. گنجور. خزانه. (آنندراج از برهان. در برهان خزانه نیامده است). || (اِ مرکب) پیش و پس گریبان جامه را نیز گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). (1) - بادگان و پادگان، مرکب از پاد و پای (از مصدر پاییدن) + گان (پسوند نسبت و حفاظت)، جمعاً بمعنی محافظ. امروزه، پادگان بمعنی ساخلو یعنی گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف میشوند، بکار میرود. (از حاشیهء برهان قاطع چ معین). و رجوع به پادگان در همین لغت نامه شود. (2) - مؤلف آنندراج بادکان با «کاف» هم ضبط کرده است.