«لغت نامه دهخدا»
[گِ رِ تَ / تِ] (ن مف مرکب)متکبر. مغرور: وی از خشم برآشفت [ قاید ] و مردکی پرمنش و ژاژخای و بادگرفته بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص337).