بادنجان بری

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ جا نِ بَرْ ری](ترکیب وصفی، اِ مرکب)(1) بادنجان صحرائی. حَدَق. عِرْصِم. بهندی بهت کتائی و بزرگ آنرا بهرنا و بیونانی کفیشون نامند. ماهیت آن: نبات آن بقدر ذرعی و زیاده بر آن و پرشعبه و خاردار و مزروع و خودرو و استاده و مفروش بروی زمین و صغیر و کبیر میباشد. منبت آن کنار رودخانه ها و صحراها و مواضع سیلها و ثمر آن بقدر زیتون و گردکان و پرخار و در خامی سبز و بعد رسیدن زرد میگردد. و طعم آن بسیار تیز و مایل بتلخی و با بورقیت. طبیعت آن گرم و خشک تر از بستانی و منسوب بمشتری است. افعال و خواص آن: ضماد ثمر آن جهت اورام بلغمی و سیاه کردن موی و خوردن آن جهت سرفه و ضیق النفس و اصلاح فساد بلغم و صفرا و تب و درد پهلو و عسرالبول و بطلان حبس شامه و قتل دیدان و دفع بیماری زنان عقیمه نافع است. (از مخزن الادویه).
(1) - Solanum cordatum.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر