«لغت نامه دهخدا»
[کَ دَ / دِ] (اِ مرکب)(1) بارانداز. شهری بازرگانی که محل افکندن مال التجاره باشد. موضعی که چون انبار مال التجاره باشد و این کلمه را صاحب حدود العالم در معانی مزبور آورده است : عمان شهری است عظیم... و بارکدهء همهء جهان است و هیچ شهری نیست اندر جهان که در وی بازرگانان توانگرتر از آنجا بود. (حدود العالم). شوش، شهری است [ بخوزستان ] توانگر و جای بازرگانان و بارکدهء خوزستان است و از وی جامه و عمامهء خز خیزد. (حدود العالم). جاجرم... بارکدهء گرگان است. (حدود العالم). بلخ... بارکدهء هندوستان است. (حدود العالم). رجوع به بارگاه شود. (1) - از: بار + کده، مزید مؤخر محل و مکان.