بارنگ

«لغت نامه دهخدا»

[رَ] (ص مرکب) رنگ دار. ملون. || (اِ) بادرنگ. (ناظم الاطباء). بادنگ. بارنج. رجوع به شعوری ج 1 ورق 74 شود. || بند قنداغ. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر