باکمال

«لغت نامه دهخدا»

[کَ] (ص مرکب) (از: با+ کمال) کامل. دارای کمال. فاضل. (ناظم الاطباء) :
قدر فلک را کمال و معرفتی نیست
در نظر قدر باکمال محمد.
سعدی (طیبات).
- باکمال میل؛ (در محاوره) بطیب خاطر. از روی میل. مرادف اطاعت می شود. بچشم. از صمیم قلب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر