«لغت نامه دهخدا»
[بِلْ مُ فَ هَ] (ع ق مرکب) (از: ب + ال + مشافهه) مشافهه. با روبرو سخن گفتن. (غیاث اللغات) (آنندراج). روباروی گفتن. روبرو گفتن. (ناظم الاطباء). - رقم بالمشافهه؛ دستور زبانی. مقابل دستور کتبی : جمعی که ملازم دیوان می شوند اگر رقم بالمشافهه صادر نشده باشد و ریش سفیدان هر طبقه عرض نموده باشند مادام که تعلیقهء وزیر اعظم نرسد، رقم خدمت و ملازمت داده نمیشود. (تذکره الملوک چ دبیرسیاقی ص6). بالمشافهه بشما گفتم؛ روبرو بشما گفتم. (ناظم الاطباء).