بالیک

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) پالیک. کفش. پاپوش چرمی. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). پای افزار چرمین. (فرهنگ اسدی) :
از خرو بالیک آنجای رسیدم که همی
موزهء چینی می خواهم و اسب تازی.
رودکی.(1)
و رجوع به پالیک شود.
(1) - ن ل: علی قرط اندکانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر