«لغت نامه دهخدا»
(ص نسبی)(1) بامدادی. منسوب به بامداد. - صبح بامدادین؛ صبح نخستین : چون گوئیش که حجت تا نیمشب نخسبد وندر نماز باشد تا صبح بامدادین. ناصرخسرو. - نماز بامدادین؛ نماز صبح : و وقت نماز بامدادین از اوست (از صبح دوم). (التفهیم بیرونی). رجوع به نماز بامداد و نماز بامدادان شود. (1) - از بامداد + ین ادات، نسبت.