بانعمت

«لغت نامه دهخدا»

[نِ مَ] (ص مرکب) (از: با+ نعمت) که نعمت دارد. منعم. دارای نعمت. مال دار. باخواسته. || پربرکت. پرنعمت. بافراخی :بافت و خیر دو شهرکندآبادان و بانعمت. (حدود العالم). مرو جائی بانعمت است. (حدود العالم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر