بایسار

«لغت نامه دهخدا»

[یَ] (ص مرکب)(1) متمول. ثروتمند :
رعیت از تو چو بایسار شود
از برای تو جان سپار شود
چون نیابد یسار بگریزد
با عدوی تو بر بیامیزد.سنائی.
و رجوع به یسار شود.
(1) - از: با + یسار.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر