«لغت نامه دهخدا»
[بَءْوْ] (ع مص) فخر. مباهات کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). فخر آوردن. (تاج المصادر بیهقی). بأواء. (منتهی الارب). بأی. || سخت دویدن ناقه. بأی. کوشش نمودن در دویدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || عجب. شگفت: و منه قوله عمر فی طلحه (رض): لولا بأو فیه. || بلند گردیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بأی.