بپا شدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ شُ دَ] (مص مرکب) بر پا شدن. پا شدن. برخاستن. بر پای شدن. راست ایستاده شدن. (آنندراج). راست ایستادن. (ناظم الاطباء). || بمجاز، آفریده شدن. مستقر شدن. پدید آمدن. و رجوع به بپای شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر