بجکم

«لغت نامه دهخدا»

[بَ کَ] (اِخ)(1) نام سرداری از مملوکان ترک که در 939 م. بغداد را فتح کرد و لقب امیرالامراء یافت و با ابن رائق در امور مملکت همکاری داشت و فتنه های بسیاری را برانداخت و در 941م. کشته شد. (از اعلام المنجد). نام مملوکی از امرای ترک که ابن رائق او را تربیت کرد و ضبط اهواز را به او سپرد و او خود بعداً بجای ابن رائق، امیرالامرای خلیفه الراضی بالله گردید و در جنگهای میان آل بویه و آل حمدان به فتوحاتی نائل آمد و در زمان خلافت المتقی بالله به سال 329 ه . ق. به دست کردان به قتل رسید. گویند بعد از قتل او 1200000 سکهء طلا ازو یافته شد که به ضبط خلیفه درآمد. (از قاموس الاعلام ترکی). چندتن از امرای دیگر ترک نیز بدین نام معروفند از آن جمله بجکم اند ابوالحسین در عیون الاخبار ص222 تا 226 و بجکم ماکانی در تتمهء صوان الحکمه ص7 و الجماهر بیرونی ص 28. و رجوع به بجکم الرائقی در تجارب الامم ابن مسکویه ص483، 570، 508، 533، 540، 541، 552، 558 - 565، 568 - 570، 575 - 580، 583، 585 شود. || طایفه ای از ترکمانها. (ناظم الاطباء).
(1) - این نام در قاموس الاعلام ترکی به ضم جیم و کاف ضبط شده.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر