«لغت نامه دهخدا»
[بُ] (ع مص) بجم. (ناظم الاطباء). تبجیم. خاموش ماندن از عجز بیان یا از ترس و بیم. || درنگ کردن. (ناظم الاطباء). || منقبض گردیدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به بجم شود.