بخردوار

«لغت نامه دهخدا»

[بِ رَ] (ص مرکب)(1) خردمندانه. هوشیارانه : امیر سخت شادمانه شد و گفت ای طاهر،... سخت بخردوار جوابی است. (از تاریخ بیهقی).
(1) - از: بخرد + وار (پسوند).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر