بزرگ شدن

«لغت نامه دهخدا»

[بُ زُ شُ دَ] (مص مرکب)بالیدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). عظم. عظامه. (منتهی الارب). استعظام. (تاج المصادر بیهقی). کباره. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). از درجات خردی گذشتن و به کلانی رسیدن. از سنین کودکی بالیدن و بزاد برآمدن :
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود.(گلستان).
|| محترم شدن. مقام و منزلت یافتن :
تو یاد هرکه کنی در جهان بزرگ شود
مگر که دیگرش از چشم خویش بگذاری.
سعدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر