«لغت نامه دهخدا»
[بُ قُلْ قَ مَ](1) (ع اِ مرکب)بساقه القمر. سنگی است سپید صاف متلالا. زبده القمر. رغوه القمر. (یادداشت مؤلف). و رجوع به دزی: زبد و رغو شود. (1) - Selenite.