بستان بان

«لغت نامه دهخدا»

[بُ] (ص مرکب، اِ مرکب)(1) یا بوستانبان. باغبان و آنکه درختان را پیرایش میکند. (ناظم الاطباء). رجوع به بوستان بان و بستان پیرا شود. مؤلف نشوءاللغه آرد: عوام مصر باغ بان را جنائنی و مردم عراق بغوان یا بغوان چی (محرف باغبان و باغبان چی) یا باغبان نامند و فصحای دوران عباسی بستان بان می گفتند و «تاجی» در عربی نیز مرادف همین کلمه است:
کلید از دست بستان بان فتاده
ز بستان نارپستان در گشاده.نظامی.
رجوع به بوستان بان شود.
(1) - مرکب از بستان (بوستان) + بان پساوند محافظت و مراقبت.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر