بست و گشاد

«لغت نامه دهخدا»

[بَ تُ گُ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) بستن و باز کردن. (فرهنگ فارسی معین). نظم و نسق. (فرهنگ نظام). حل و عقد. (فرهنگ نظام). ترجمهء حل و عقد. (آنندراج). رتق و فتق : تا تو در بست و گشاد کارها میان جهد نبندی ترا هیچ کار نگشاید. (مرزبان نامه).
نیست در بست و گشاد خویش ما را اختیار.
صائب (از فرهنگ نظام).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر