«لغت نامه دهخدا»
[بُ تَ] (اِ)(1) فندق را گویند و آن مغزی باشد که خورند. (برهان). فستق. (صحاح الفرس). (1) - بمعنی فندق سهو است بلکه صورتی است از پسته.