«لغت نامه دهخدا»
[بُ تَ / تِ] (اِ) پشته. کوه : چون لشکر سلطان [ جلال الدین ] در پس لشکر مغول صفی دیگر دیدند پنداشتند مددی رسیده است خایف گشتند و مشورت کردند که بهزیمت روند، کوها و بسته(1) و تیرهی را پناه سازند... (جهانگشای جوینی چ 1334 ه . ق. لیدن ج 2 ص137، 138). (1) - ن ل: کوههای پشته و تبرهی را.