بسر

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (ع مص) خراشیدن سر ریش را پیش از نضج(1). (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بسر قرحه؛ باز کردن پوست را از ریش پیش از بهبود یافتن پس چرک بهم رسانیدن. (از اقرب الموارد). کاویدن دملی نه بهنگام. (تاج المصادر بیهقی). || شتابی کردن و پیش از وقت گرفتن. (آنندراج) (منتهی الارب). اعجال. (اقرب الموارد)(2) || غلبه نمودن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). مقهور ساختن. (از متن اللغه). || ترش روی گردیدن. قوله تعالی: عبس و بسر(3). (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گشنی کردن نر پیش از رغبت ماده. (آنندراج). جهیدن شتر نر بر شتر ماده پیش از خواهش آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گشنی کردن فحل نه بهنگام. (تاج المصادر بیهقی). || گشن دادن خرمابن را پیش از وقت آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بیوقت حاجت خواستن. (آنندراج). حاجت خواستن نه بوقت خویش. (زوزنی). طلب کردن حاجت نه بهنگام. (تاج المصادر بیهقی). خواستن حاجت را در غیروقت آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). طلب کردن حاجت در جز هنگام آن. (از اقرب الموارد). || در نبیذ خرما، بسر آمیختن. گشنی دادن درخت خرما را پیش از وقت. (آنندراج). بُسر آمیختن در نبیذ خرما. (منتهی الارب). || نوشیدن شیر از خیک پیش از آنکه ماست شود در آن. (آنندراج). خوردن شیر مشکیزه را پیش از آنکه بخسبد و سطبر گردد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || خواستن قرض پیش از وقت موعود. (آنندراج). تقاضای دین کردن پیش از میعاد. || آغاز کردن به چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ابتدا بکاری کردن. (از متن اللغه). || چرانیدن ستور گیاه نارسیده را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || بچشم آغیل دیدن. (یادداشت مؤلف).
(1) - در اقرب الموارد این معنی بدینسان آمده است: بسردمل، فشردن دمل پیش از نضج آن (عصره قبل نضجه) و در متن اللغه آمده: بسر قرحه و دمل؛ فشردن آنها پیش از چرک کردن است.
(2) - در اقرب الموارد، اعجله است که بمعنی پیشی گرفتن است و گویا شتابی کردن و پیش از وقت گرفتن ترجمه اعجله باشد با مسامحه. در متن اللغه چنین است: طلب کردن چیزی در غیر وقت آن واصل معنی شتابی فرمودن پیش از وقت آن است.
(3) - قرآن 22/74.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر