«لغت نامه دهخدا»
[بَ لَ / لِ] (اِ)(1) بسیله. بِسلاّ(2). بسیل، دانه ای است مابین ماش و عدس که آن را مُلک خوانند و به عربی خلر خوانند. (برهان). دانهء مابین ماش و عدس که آن را مُلک نیز گویند و بتازی خلر. (ناظم الاطباء) (آنندراج). نوعی نخود. (دزی ج 2ص 87). دانه ای است مانند ماش که در میان باقلا باشد و در حوالی لرستان مانند عدس و باقلا پزند و خورند و آن را ملک خوانند و به عربی خلر خوانند. (سروری) (از رشیدی). رجوع به بسل و تذکرهء داود ضریر انطاکی ص 78 و شعوری ج 1 ورق 195 شود. (1) - بِسِلّه. (دزی ج 1 ص87). (2) - هر دو صورت از دزی ج 1 ص87 .